تبليغاتX
حرفهای گنده تر از دهن

حرفهای گنده تر از دهن

وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم/که در طریقت ما کافریست رنجیدن

ازشاهد قدسي تا شاهد بازاري

حدود سال 80بود كه به طور كامل با رشته رياضي فيزيك خداحافظي كردم و تصميم گرفتم در رشته علوم سياسي تحصيل كنم برخي كتابهاي اين حوزه را خوانده بودم و همچنين با آراء نو انديشاني همچون دكترسروش، مرحوم شريعتي، دكتر كديور و استاد ملكيان آشنا بودم آن روزها بيش از هرچيز نسبت اسلام و سياست، سنت و مدرنيسم، عقل و وحي و نظايرآن ذهنم را به خود مشغول كرده بود كه كتاب "از شاهد قدسي تا شاهد بازاري" دكتر سعيد حجاريان را خريدم.

در نگاه اول كتاب را به خاطر نقدي كه بر نظريه "فربه تر از ايدئولوژي" دكتر سروش نوشته بود انتخاب كردم اما حين مطالعه احساس كردم كه كتاب سخناني بس عميق تر دارد كه من نمي توانم درك كنم. به چند تن از دوستان توصيه كردم با هم بخوانيم كه باز هم نيافتم آنچه مي خواستم. اين موضوع به عنوان يك دغدغه ذهني ادامه داشت تا اينكه ناخواسته درحال راه رفتن اين بيت حافظ كه "در كار گلاب و گل حكم ازلي اين بود/كان شاهد بازاري، وين پرده نشين باشد" كه در عنوان كتاب از آن استفاده شده بود را زمزمه مي كردم. در ناخودآگاه ذهنم رابطه گل و گلاب، شاهد بازاري و پرده نشيني و همچنين عرفي شدن دين در سپهر سياست بر جانم نشست و مست شدم از ژرفاي انديشه حجاريان؛ از آن زمان بود كه او و انديشه اش بر جان و باور من نشستند. پس از آن از اين تعبير در چند مقاله دانشجويي بهره بردم. اين را گفتم كه بگويم چقدر سعيد عزيز را دوست دارم و خود و نسل خود را مديون روشنگريهاي او و امثال او مي دانم.

برايش از خداي بزرگ كه شفا دهنده همه بيماران و دستگير همه مظلومان است سلامتي آرزو مي كنم.

 

اي شاهد قدسي كه كشد بند نقابت؟

وي مرغ بهشتي كه دهد دانه و آبت؟

                                                (حافظ)

+ نوشته شده در  دوشنبه 15 تیر1388ساعت 3:14 قبل از ظهر  توسط پیمان خواجوی  | 

سلامتی سه تن: ناموس و رفیق و وطن

سلامتی سه کس: زندونی و سرباز و بی کس

سلامتی باغبونی که زمستونشو از بهار بیشتر دوست داره

...

سلامتی آزادی...

سلامتی زندونی های بی ملاقاتی

....

+ نوشته شده در  شنبه 6 تیر1388ساعت 0:51 قبل از ظهر  توسط پیمان خواجوی  | 

مرثيه ايي براي اميد

هميشه مي گفتيم ما به خرداد پر از حادثه عادت داريم

يادش بخير

اما امروز نه عادتمان كه طاقتمان به سر آمده

كاش مي شد حرفي زد

كاش مي شد از دل نوشت

اين روزها بايد گريست و گريه را فرياد زد

فريادي كه فقط خودت و تنها خودت آنرا بشنوي

نكند كه مجبور به سپري كردن شبهايت در نا كجا آباد باشي

بايد گريست

نه براي رفتگان

بلكه براي آناني كه هستند و ديدند و مي بينند

بايد گريست نه براي كسي كه رئيس جمهور نشد

ونه ازغم آقاي رئيس جمهور

بلكه بايد بر اميد گريست؛ اميد به فردا

فردا موضوع مرثيه من است

و اميد چيزي كه" يافت مي نشود"

+ نوشته شده در  یکشنبه 31 خرداد1388ساعت 0:25 قبل از ظهر  توسط پیمان خواجوی  | 

چرا احمدي نژاد مي بازد

در طول چهار سال گذشته احمدي نژاد تنها در يك انتخابات و آن هم رياست جمهوري پيروز بوده و بعد از آن مكررا شكست خورده است و هم اكنون در آستانه شكست بزرگ است.در زير به شرح آن اشاره مي شود:

!- احمدي نژاد اولين رئيس جمهور جمهوري اسلامي است كه در يك انتخابات 2 مرحله ايي به اين مقام رسيده است

۲- احمدي نژاد در مرحله دوم انتخاباتي پيروز شد كه رقيب آن هاشمي رفسنجاني بود كسي كه بيش از 60درصد راي منفي داشت يعني تنها 40 درصد ممكن بود به او راي بدهند و باقي به هيچ وجه حاضر به راي دادن به او نبودند و همه مي دانستند هر كس رقيب وي در مرحله دوم باشد پيروز است.

3- احمدي نژاد و طرفدارانش پس از يك سال انتخابات شوراها را باختند و قاليباف شهردار شد.

4-احمدي نژاد و طرفدارانش انتخابات خبرگان را باختند و هاشمي نفر اول تهران و سپس رئيس مجلس خبرگان شد.

5-      احمدي نژاد و طرفدارانش انتخابات مجلس را باختند به طوري كه تنها 80نماينده حاضر به حمايت از وي شدند.

احمدي نژاد مي بازد شك نكنيد؛ شكست بزرگ او در پيش است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 21 خرداد1388ساعت 1:56 قبل از ظهر  توسط پیمان خواجوی  | 

شرافت پذيرش شكست

نمي دانم اين جمعيتي كه امروز در حمايت از ميرحسين به سمت ميدان آزادي راهپيمايي كردند اگر در 22 بهمن به خيابانها مي آمدند هيات حاكمه كشور آنرا چگونه تفسير ميكرد.

امروز نه كسي از ابزار صدا و سيما براي دعوتشان استفاده كرده بود و نه از پايگاههاي بسج خواسته شده بود هر كدام "3 اتوبوس" بفرستند و نه از "شهرستانهاي اطراف"  كسي را آورده بودند. نه مدرسه ايي تعطيل شده بود نه پاي نظاميان و سربازخانه ها وسط بود.  آنچه بود  و خود را نمودار ساخت "يك ملت بود با حماسه ايي در پيش".

مردم امروز بلوغ سياسي  خود را به نمايش گذاشتند. نمايشي كه خواهان شرافت پذيرش شكست توسط محمود احمدي نژاد بود. شرافت پذيرش شكستي كه اصلاح طلبان 4سال پيش به نمايش گذاشتند و بدون تقلب و مخدوش نمودن انتخابات راه را براي رياست جمهوري احمدي نژاد فراهم كرده و صندلي رياست جمهوري را بدون تنش و با آرامش واگذار كردند.

سيد محمد خاتمي اين شرافت را داشت آيا احمدي نژاد نيز دارد؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه 20 خرداد1388ساعت 11:11 بعد از ظهر  توسط پیمان خواجوی  | 

سهام عدالت

چهار روز مانده به انتخابات رياست جمهوري، خسته و خواب آلوده  از حدود هشت ساعت شبانه در اتوبوس نشستن و لحظه ايي چشم بر هم ننهادن، ساعت شش و نيم صبح به كرمانشاه رسيدم و با تاكسي به سمت منزل رفتم. سر كوچه پير مرد و پيرزني كه معلوم بود از روستايي دور افتاده آمده اند از من آدرس كميته امداد را خواستند، فقر و فلاكت از سر و روي شان مي باريد. از آنها پرسيدم در كميته چه كار داريد. گفتند: سهام عدالت مي دهند، گفتم: چقدر مي دهند. با هيجاني فراوان گفتند: برخي حتي هشتاد هزارتومان گرفته اند. گفتم: تا حالا بازهم پول گرفته ايد. گفتند: نه اولين بار است و ادامه دادند هم الان مي دهند و هم بعد از انتخابات... مانده بودم چه بگويم، آخر اينها از تحليل شگردهاي انتخاباتي چيزي نمي فهمند؛ خواستم بگويم اين فريب انتخاباتي است؛ اما وقتي دوباره نگاهي به سر وضعشان كردم؛ پشيمان شدم، احساس كردم براي اينان مي ارزد كه حداقل نزديك انتخابات با فروش راي خود لقمه ناني بخورند. كميته امداد را به او نشان  دادم و گفتم آنجاست برو... پير مردو پيرزن خوشحال از نزديك شدن به پولشان به سرعت به سمت كميته امداد رفتند.

اما اين صحنه از مقابل چشمان من دور نشد و نشد ...در دل گفتم چه پليدند انسانهايي كه فقر و فلاكت را بر مردم تحميل مي كنند و بعد راي شان را به لقمه ناني مي خرند و بر آنان حكم مي رانند. گويي فقر مردم خر مراد برخي است كه بر آن سوار شوند.

+ نوشته شده در  سه شنبه 19 خرداد1388ساعت 2:31 بعد از ظهر  توسط پیمان خواجوی  | 

تحليلي بر مناظره احمدي نژاد و مهندس موسوي و آثار آن

دررابطه با مناظره احمدي نژاد و ميرحسين و تاثير آن بر اردوگاه طرفين سخنان فراواني گفته شده است و نگرانيها و شادمانيهاي فراواني در اردوگاه طرفين وجود دارد در اين راستا چند مسئله قابل بررسي است:

اولين نكته ايي كه بايد بدان دقت كرد آنست كه جناح حامي احمدي نژاد قطعا حساب ويژه ايي روي اين مناظره ها بازكرده و يقين به پيروزي خود داشته است كه اساسا راضي به برگزاري آن شده كه اگر غير اين بود يقينا موضوع را در خود صدا و سيما و قبل از طرح آن از نطفه خفه مي كرد. لذا هسته مركزي حاميان رئيس جمهور به قطع و يقين نمي توانند از نتيجه مناظره با موسوي راضي باشند ضمن انكه قرعه هم با موسوي همراه بود با اين وصف طرح نكات زير قبال بررسي است:

1-      احمدي نژاد اصرار داشت موسوي را نيروي نظام جلوه داده و خود را در مقابل آن قرا دهد و اتفاقات گذشته را به گردن ايشان بيندازد كه در اين امر چندان موفق نبود. (اما ناموفق مطلق هم نبود) و آقاي موسوي نيز تلاش كرد دولت را ناكارآمد و از احساس خطر خود سخن بگويد وي تلاش مي كرد با انتخاب الفاظي تاثير گذار دولت را خطاب قرار دهد.

2-      واقعيت آنست كه آقاي احمدي نژاد آمده بود كه يكسري حرفها را بدون توجه به موضوع، روند و حتي قوانين حاكم بر مناظره بزند و برود و دنبال اثرگذاري خود در بازگو كردن اين حرفها بود لذا آمد چند اسم رديف كرد و رفت و اگر اين اسامي را از سخنان آقاي احمدي نژاد حذف كنيم اساسا چيزي از آن باقي نمي ماند. بر اين اساس طرفداران وي تمام امكانات تبليغي خود را براي بهره برداري و مهم جلوه دادن طرح اين اسامي و پيروز جلوه دادن خود گذاشتند. لذا بعد از مناظره نيز بدون توجه به تمام مباحث طرح شده و نتيجه نهايي مناظره با طرح مسائلي همچون سونامي فسادستيزي و وحشت مفسدان توسط حاميان وي بر اساس برنامه ايي از قبل طراح ريزي شده به خيابانها آمده ابراز شادماني كردند.

3-      طرح اين مباحث هيچ ربطي به توان پاسخگويي مهندس موسوي نداشت با هر روشي امكان ممانعت از طرح اين مباحث محال بود. احمدي نژاد باوجود هر استدلالي اين سخنان را طرح مي كرد.

4-      مهندس موسوي به خوبي توانست به لحاظ اخلاقي و منشي خود را در مقابل احمدي نژاد متفاوت جلوه دهد و دقيقا در ناخوداگاه مناظره رقابت دو منش و شخصيت به خوبي و برجستگي خود را نشان داد .

5-      نوع الفاظ و استدلالهاي مهندس موسوي موفقيت نسبي در توصيف دولت احمدي نژاد داشت اگر چه مي توانست بهتر و دقيق تر باشد ولي در نهايت يك ربع پاياني آنرا ماندگار كرد و اثر خوبي بر اذهان گذاشت.

اما در رابطه با دايره تاثير گذاري بايد پذيرفت كه طرفداران هر يك از دو كانديدا احساس پيروزي مي كنند تجربه مناظره هاي انتخاباتي در ايلات متحده نيز همينگونه بود طرفداران مكين اورا پيروز مي دانستند و طرفداران اوباما او را.  در آن مناظره ها هر دو به دنبال جذب آراي مردد بودند

با اين اوصاف بايد چند نكته را طرح نمود.

1-      هر دو كانديدا علي رغم فشارهاي حاكم بر مناظره اجمالا نه تنها مواضع خود را طرح كردند بلكه وجوه شخصي خود را نيز به خوبي بروز دادند لذا براي طرفداران موسوي ايشان همان انسان با متانت و پخته و صبور و در جايگاه رياست جمهوري خود را نشان داد و براي طرفداران احمدي نژاد كسي كه در حال نابودي مفسدان است و انساني كه داراي دل و جرات است و...

2-      ميرحسين قطعا ريزش راي نداشت اگر چه بسياري معتقدند كه مي توانست پاسخهاي بهتري بدهد.

3-       در نزد طرفداران ميرحسين بدبيني به احمدي نژاد به لحاظ شخصيتي و رفتاري بسيار بالا رفت.

4-      آقاي احمدي نژاد با مقداري ريزش راي در ميان كساني كه در گذشته راست سنتي خوانده مي شدند به دليل ادبيات و رفتار ايشان و همچنين به ميان كشيده شدن افرادي مانند هاشمي و ناطق نوري مواجه است. تخمين دقيقي از اين آرا نمي شود ارائه داد.

5-      در ميان آراء مردد، يعني تقريبا 10الي 20 در صد كساني كه در انتخابات شركت ميكنند ولي هنوز گزينه مورد نظر خود را انتخاب نكرده اند، لايه هاي زيرين جامعه شامل حاشيه هاي شهري جوامع فقير كه معمولا جنگ فقر و غنا بازخورد مثبت دارد از آن احمدي نژاد خواهد شد و لايه هاي طبقه متوسط شهري از آن ميرحسين كه البته تخمين دقيقي وجود ندارد.

 

در مورد مناظره هاي آتي:

1-      اگر آقايان كروبي و رضايي - با تاكيد بر كروبي- بتوانند فضايي جدي بر مناظره با رئيس جمهور حاكم كنند مي توانند بخش قابل توجهي از آرائي را كه تصميم به مشاركت در انتخابات ندارند را بر عليه احمدي نژاد به صحنه بياورند كه آنزمان اين آرا در مرحله دوم سهم رقيب احمدي نژاد خواهد بود.

2-      اگر اين اتفاق نيفتد فضاي انتخابات دو قطبي مطلق موسوي- احمدي نژاد مي شود و به ضرر دو كانديداي ديگر شده كه البته ريسك بالايي دارد.


+ نوشته شده در  جمعه 15 خرداد1388ساعت 4:38 بعد از ظهر  توسط پیمان خواجوی  | 

تحليلهاي فيس بوكي از يك مناظره تاريخي

از بعد از پايان مناظره تاريخي احمدي نژاد و ميرحسين پيامها و اظهار نظرهاي متفاوت و خوشمزه ايي در فيس بوك منتشر شد كه بعضي از آنها را اينجا باز نويسي مي كنم:

مجيد فراهاني: آقای احمدی نژاد اگه راست میگويی وای بر نظام و اگر دروغ میگويی باز هم وای بر نظام

- بی ادب تنها نه خود را داشت بد بل که آتش در همه آفاق زد

پري ناز خواجوي: به این میگن مناظره.آفرین بر موسوی که با برخوردهای صبورانه خودش نشون داد که سیاستمدار چه تعریفی داره و شرم باد بر احمدی نژاد که هنوز نمیدونه کسانی رو که تخریب می کنه چه جایگاهی بین مردم دارند.زنده باد موسوی.زنده باد خاتمی و زنده باد ایران

محمد علي ابطحي: امشب شب سختی برای مردم ایران بود. مرگ اخلاق بود. آقای احمدی نژاد باز مثل همیشه مخاطبان خودش را پیدا کرده بود و با آنها حرف می زد و آنها را منسجم می کرد و می خواست خودش را در برابر همه قدرت کشور قرار دهد. آقای موسوی نتوانست در برابر این فضای بی اخلاقی پاسخ دهد. هیچکس که کوچکترین احترام واخلاقی دارد هم نمی توانست در برابر این بی اخلاقی پاسخ دهد. آقای کروبی هم مناظره سختی با کسی دارد که به هیچ اصل اخلاقی پایبند نیست

حامد صالح آبادي: طوفان دیرهنگام میرحسین احمدی نژاد را ویران کرد.

محمد علي خداياري: پیروزی،ادب،حکمت،اندیشه وفرزند رسول خدا موسوی بر ابو جهل زمان احمدی نژاد مبارک.

- قال امير المؤمنين (ع):لسان العاقل وراء قلبه، و قلب الأحمق وراء لسانه

سيامك قاسمي: خدایا شکرت ! این صدای حق است که می شنوید...

- میر حسین ! صداقت و شکیبایی تو مهمترین برهان در برای هوچی گری ها بود ....

 سميه توحيدلو: موسوی پیروز مناظره بود . به امید پیروزی کروبی

وحيد آبديني: امشب موسوی کولاک کرد با نجابت و وقار همیشگی اش ....یکشنبه استادیوم صدهزارنفری جشن پیروزی می گیریم ....درود بر موسوی ....دوم خردادی دوباره می سازیم

مصطفي بهمن آبادي: من موسوی را به اندازه سید محمد خاتمی دوست دارم ... به اندازه هرچی خوبی و بزرگواری ، به اندازه طلوع صبح ، به اندازه فجر 23 خرداد

نيكو كليني: میر ِ نجیب ِ آرام ِ متین ِ حیرت آور ِ قدرتمند ِ ما ... میر ِ هوشیار ِ محترمِ فرهیخته ی ما ... حق می آید و باطل از میان خواهد رفت

هنگامه شهيدي: اتوبان شهیداحمدی نژاد فردا توسط آیت الله هاشمی رفسنجانی افتتاح می شود

سعيد شريعتي: ريزعلي خواجوي پيراهنش را آتش زد تا قطار به صخره هاي فرو ريخته از کوه برخورد نکند اما چوپان دروغگو گله را به دست گرگ سپرد و کسي او را باور نکرد و کبري تصميم خود را گرفت همه اين روزها به موسوي رأي مي دهند حتي مهمانهاي ناخوانده کوکب خانوم

بهروز شجاعي: دروغگو، دزد و فرد حقیری که می خواست خود را خیلی بزرگ و عامل نشان دهد رسوا شد رسوا شد رسوا شد

مهدي ميردامادي: بر بساط نكته دانان، خودفروشي شرط نيست / يا سخن دانسته گو اي مرد عاقل، يا خموش

-         الغريق يتشبث بكل حشيش - كسي كه درحال غرق شدن است به هر دست آويزي چنگ مي‌زند

علي تراب: منش و شخصیت و صبوری مهندس موسوی در برابر رفتار عمروعاص گونه پیروز شد

حسين دهقان: امشب احمدي نزاد اخلاق را مقابل 50 ميليون نفر سر بريد

عاطفه قادري: احمدي نژاد باخت، خوبم باخت، خوشمزه هم باخت. حتي...

امين آزاد: آخر مناظره دوربین تو دستم بود داشتم واکنش ملتو ضبط می کردم چشمم پر اشک بود یک لحظه دوربینو ول کردم و فریاد زدم خدایا شکر احمدی نژاد له شد بعد رفتم جلو پنجره فریاد زدم خداحافظ محمود خالی بند خیلی دلم خنک شده بود مخصوصا برای اینکه این چهار سال از دست این مهر ورزها چیا که نکشیدم بعدش رفتم تو خیابون فیلم بگیرم ملت شعار می دادن و این عوضی های لباس شخصی جرات نمی کردن جلوی شور ملت وایسن یعنی میشه محمودی تموم بشه ای خدا

ريحانه طباطبايي: امشب صداقت، اخلاق پیروز شد...امشب ما پیروز شدیم، امشب اصلاحات پیروز شد...امشب عقلانیت پیروز شد.....حتی اگر هم رای نیاوریم در 22 خرداد ،ما در 13 خرداد پیروز واقعی شدیم

دلارام غنيمي فرد: یواش یواش دارم به «چیز» علاقه پیدا می کنم

- حالت تهاجمی احمدی نژاد و حرفها و رفتار خاص او انقدر عصبانی مون می کرد که دوست داشتیم تمام این خشمی که احساس می کنیم رو، موسوی با جوابهای تند و تیز و صدای بلند ابراز کنه. دوست داشتیم بروز این خشم رو به طور سمبلیک در موسوی ببینیم. ولی به نظر من رفتار متین میرحسین و جوابهای سنجیده ش بهترین پاسخ و بهترین برخورد بود. چه خوب شد که به جای پاسخ دادن به مسائل سطحی -مثلا در مورد فیلم تبلیغاتیش- مساله سیاست خارجی رو مطرح کرد

سيد محمد افتخار: ا سخنرانی احمدی نژاد، شب مرگ فضیلتها، شب ولادت رذیلت ها، را به اصلاح طلبان هشدار میدهم. احمدی نژاد قصد دیکتاتوری دارد. احمدی نژاد قصد ماندن دارد. هر کاری میکند تا به بی نهایتش برسد.خدایا جز از تو از هیچ کس انتظاری ندارم. خودت کشور را نجات ده

داوود افشاري: حاشا بر انسانیت ما اگر مردی را برگزینیم که امشب ساده ترین اصول انسانی را در برابر میلیونها ایرانی به هیچ شمرد. زنده باد میرحسین موسوی

-         امام خمینی خطاب به مهندس موسوی : آنان که در مقابل شما ایستاده اند، توانایی اداره ی یک نانوایی را هم ندارند. صحیفه ی نور ، جلد 21، صفحه ی 199

امير حسين شمشادي: موسوی اولین کسی بود که بعد از 4 سال به احمدی نژاد گفت:ساکت

سجاد سالك: ساعت پنج بامداد است و الان از وسط معرکه خیابان ولیعصر به خانه برگشتم... چه شبی بود امشب، از آن شب های تاریخی و و خاطره انگیز که هر چند سال یکبار پیش می آید و ماندگار می شود. هر کسی در خانه ماند از دستش رفت

پيمان بهمني: اینجاست که میگن : آقا جون کم آوردی سوت بزن! چرا جفتک میندازی؟ آخه وقاحتت تا چه حد؟ دروغ تا کی؟

كريم ارغنده پور: تلویزیون باید همیشه مثل دیشب باشد. اگر 4 سال پیش هم فضایی فراهم می شد که آقای احمدی نژاد حقیقی در آن چهره بر می افروخت هیچگاه نمی توانست رای مردم را کسب کند

مهدي مظلوم زاده: رهبر مجبور شد همه آقایان رو امروز بنشونه اونجا و یه سوزن به موسوی بزنه و جوال دوز به دست پروده خودش. جمعیتی که برای هر جمله رهبری با هیجان شعار می داد وقتی که وی گفت این درست نیست که برای اثبات خودش داره دیگران رو نفی می کنه مانند آب سردی بود که ریخته شد روشون. و بعدش صدا و سیما یکی دو نفر که دستبند سبز داشتند رو نشون داد

رضا سنوري: ديشب ديوانه شدن يك ماكياوليست را در برابر سياستمدار اخلاق گرا ديدم آنگاه كه احمدي نژاد شرط ادب را كنار نهاد وابتدا با خنده هاي عصبي سعي در آرام نشان دادن خود كرد و سپس با افشا گري هاي بدون مدرك تلاشي مذبوحانه براي حرمت شكني ياران انقلاب نمود و درپايان با شعبان بي مخ بازي سعي كرد خودرا برنده نشان دهد. واي برما كه چنين نامسلماناني چهار سال كشورمان را بر اساس تفكر حجتيه اي خود اداره كردند

احسان دلاويز: پیروزی آزادمرد بزرگوار میرحسین عزیز جانشین شایسته معلم اخلاق "خاتمی نازنین"بر همه ایرانیان مبارک باد

حمزه قالبي: دیشب علاقم به مهندس صد برابر شد. کوهی از وقار، اخلاق و صداقت

خودم: احمدي نژاد و نزديكان او صلاحيت داشتن هيچ پستي در جمهوري اسلامي را ندارند.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 14 خرداد1388ساعت 3:55 بعد از ظهر  توسط پیمان خواجوی  | 

احمدی نژاد در دادگاه روزنامه سلام

جناب آقای ارغنده پور روزنامه نگار برجسته کشور بر یک عکس از دادگاه سلام در فیس بوک یادداشتی نگاشته اند ضمن آرزوی رفع ظلم از همه اهالی قلم و مطبوعات متن کامل را در ادامه می آورم:

از چپ به راست آقایان:کامران دانشجو (رییس ستاد فعلی انتخابات کشور)- محمود احمدی نژاد (استاندار اسبق اردبیل و رییس جمهور فعلی)- درویش زاده (نماینده دزفول در مجلس پنجم)- حمیدرضا ترقی (عضو ارشد موتلفه).

شاکیان دادگاه روزنامه سلام- عکس از حسن سربخشیان

در روزهای گذشته آقای احمدی نژاد در مصاحبه مطبوعاتی خود برای نخستین بار توضیحاتی درباره دادگاه روزنامه سلام ارائه کرد که می تواند برای پژوهشگران تاریخ مطبوعات مفید باشد. بر اساس اخبار منتشره:


خبرنگار روزنامه اعتماد ملی درباره پرونده نفت اردبیل در زمان استانداری احمدینژاد و ارتباط آن با وزیر کشور فعلی و شهید باکری سوال کرد.

این نامزد انتخابات ریاست جمهوری پاسخ داد: «شهید باکری در سال 62 شهید شدند و من در سال 76 در اردبیل استاندار بودم. در این خصوص روزنامه سلام اتهامی وارد کرد که من به آن پاسخ دادم اما مجدداً تکرار شد و من از آن شکایت کردم. در جلسه دادگاه از آقای خوئینیها خواستم مدارک لازم را ارایه دهند اما مدرکی ارایه نشد و ایشان محکوم شدند».

جهه اطلاع بیشتر یادآوری باید کرد که روزنامه سلام به دلیل انتشار نامه سعید امامی مبنی بر طرح محدود کردن مطبوعات توقیف شد و موجب اعتراضات شدید دانشجویان شد که غائله 18 تیر را به همراه داشت. پس از مدتی مدیر مسوول روزنامه در دادگاهی مورد محاکمه قرار گرفت که 4 شاکی خصوصی داشت که یکی از آنها آقای احمدی نژاد-رییس جمهور کنونی- و دیگری آقای کامران دانشجو -رییس ستاد انتخابات کشور کنونی و معاون سیاسی وزیر کشور- بودند.

حال پس از 10 سال از آن واقعه، دولت در اختیار افرادی است که آن روز بر صندلی شکایت از روزنامه سلام قرار داشتند. درباره آن دادگاه و حکم صادره، تاریخ و افکار عمومی قضاوت خواهند کرد ولی جالب است اشاره شود که همین دولت در روزهای گذشته حکم به تعطیلی روزنامه یاس نو داده در حالی که هیچ محمل حقوقی درباره آن وجود ندارد و حتی سخنگوی محترم قوه قضاییه نیز انتساب آن به دستگاه قضایی تبری جسته است. حالا دیگران باید داوری کنند که چنین امری در آستانه انتخابات و در حالی که روزنامه یاس نو قرار بوده از نامزد رقیب آقای احمدی نژاد حمایت کند؛ چه معنا و مفهومی را در اذهان متبادر می کند.

+ نوشته شده در  سه شنبه 5 خرداد1388ساعت 0:11 قبل از ظهر  توسط پیمان خواجوی  | 

سالروز آزاد سازي خرمشهر بر همه هموطنان هميشه آزاد مبارك باد

+ نوشته شده در  یکشنبه 3 خرداد1388ساعت 2:4 قبل از ظهر  توسط پیمان خواجوی  | 

فيس بوك فيلتر شد

در سالروز دوم خرداد و آستانه انتخابات رياست جمهوري

 فيس بوك فيلتر شد

+ نوشته شده در  شنبه 2 خرداد1388ساعت 5:59 بعد از ظهر  توسط پیمان خواجوی  | 

پیام خاتمی

+ نوشته شده در  جمعه 1 خرداد1388ساعت 6:8 بعد از ظهر  توسط پیمان خواجوی  | 

چند نكته انتخاباتي

1.      ستاد آقاي كروبي به نظر من يك تحول خوب ايجاد كرده و آن اينكه كساني كه از سال 78 تاكنون بر طبل خروج از حاكميت مي كوبند را وادار كرده كه در تكاپوي ورود به حاكميت باشند و كساني را كه حتي در سال 80حاضر به حمايت از خاتمي نبودند و سالهاست كه بر طبل تحريم مي كوبند و چنانكه در دور گذشته نيز علي رغم حضور كانديداي محبوب اين دوره شان، حاضر به كوتاه آمدن از تحريم نبودند و شركت در انتخابات را رای دادن به حفظ نظام مي پنداشتند امروز نه تنها استوار در حمايت از جناب كروبي- كه چون موسوي از بنيان گذاران خط امام و پايبنديشان به نظام و انقلاب بر كسي پوشيده نيست- مي كوشند كه حتي بر ديگران نيز مي تازند و سخن از اصلاحات درون نظام مي رانند. وعلي رغم حمايت دور گذشته سروش از كروبي  و تحريم خودشان، ايندوره نهيب مي زنند چرا همسوي با استاد گام بر نمي داريد و از "عيار ادعا" سخن مي گويند.

2.      آقاي ميرحسين موسوي را هر كسي با تعبيري مي شناسد و در رابطه با ايشان داوري مي كند بسياري از نيروهاي ارشد اصلاحات منجمله خاتمي كروبي و ديگران در انتخابات 76 اولويت اولشان ميرحسين بود و اگر مخالفت بزرگان نظام نبود ايشان كانديد نيروهاي خط امام بود مصاحبه سال 76 آيت الله مسعودي در رابطه با مذاكرات جامعه مدرسين نيز كاملا نشانگر وحشت جريان راست آنزمان از ايشان است در سال 84 نيز حتي خود اقاي كروبي نيز خواهان حضور آقاي ميرحسين بود. از آنزمان تا جريان انتخابات كه كروبي و ميرحسين هر دو به عنوان رغیب هم هستند نيز هيچ اتفاق خاصي نيفتاده.

3.      ميرحسين آدم تازه به دوران رسيده ايي نيست كه بخواهيم در حمام مشاركت و مجاهدين او را شست و شود دهيم و آدم ديگري از او بسازيم كروبي هم همينطور به صرف حمايت تحريمي هاي تحكيم و يا عبدي و كرباسچي تغييري نمي‌كند هر كدام از اين دو اصول و روشهاي خاص خود را دارند به همين دليل است كه مشاركت و سازمان كه حتي نظام به آنها براي انتشار 2 شماره پياپي يك روزنامه هم اعتماد ندارد به دليل مشاهده مستقيم عملكرد كروبي در مجلس حاضر به حمايت از كروبي نيستند و ميرحسين را عملگراتر و توانمندتر از كروبي مي‌دانند همان طور كه ديگران با دلايل خود حامي كروبي هستند.

4.      حضور ميرحسين و كروبي فرصت مغتنمي است كه آراء احمدي نژاد با تمام رانتهايي كه رسما در اختيار دارد به زير 50درصد كاهش يابد و هر يك به مرحله دوم راه يافتند بقيه با تمام توان مي بايست از ايشان حمايت كنند. نشر توهين و اكاذيب توسط حاميان اين دو غير از تسويه حسابهاي شخصي از چيز ديگري خبر نمي دهد رفتارهاي غضنفر مآبانه همان چيزهايي است كه از زمان شوراهاي دوم تا به امروز از آن لطمه خورده‌ايم و ممكن است دوباره گريبان گيرمان شود.

5.      همه با هم به فرداي شيرين بدون احمدي نژاد فكر كنيم.

+ نوشته شده در  سه شنبه 29 اردیبهشت1388ساعت 0:59 قبل از ظهر  توسط پیمان خواجوی  | 

همه چیزمان به همه چیزمان می آید

من خيلي اهل ورزش و  اخبار ورزشي نيستم و اين  به خاطر گرفتاري نيست چون واقعا علاقه ايي به اين حوزه ندارم... البته در دوران كودكي هر از گاهي عكس فوتباليستهاي درون آدامس را جمع آوري مي كردم اما به هرحال اين روزها اين حداقل را هم انجام نمي دهم... ناگفته نماند از همان كودكي به مباحث سياسي علاقه داشتم و به قولي كله گنده بودم... برعكس من، پدرم روزي يك نسخه روزنامه خبرورزشي مي خرد و علي رغم مشغله روزانه اش آنرا به دقت مي خواند... و وقتي از او مي پرسيم اينها چيست كه ميخواني؟ ميگويد اين روزنامه كلي مطلب دارد... از دعواي حجازي و قلعه نوعي گرفته تا خريد و فروش بازيكنان استقلال و پرسپوليس براي هم ديگر؛ با اين تفاوت كه نه نياز دارد خيلي به آن فكر كني و نه تو را نگران مي كند...فقط زمينه ايي فراهم ميكند كه چند لحظه ايي به مشكلات خودت فكر نكني...
اما به هر حال ايامي است كه اخبار بزرگان فوتبال را پيگيري مي كنم نه به عنوان يك موضوع ورزشي بلكه به لحاظ سياسي و اجتماعي؛ شايد به خاطر همين اشتباه و پيش فرض غلط هم هست كه اين موضوع نه تنها باعث انبساط خاطرم نمي شود كه سخت قبض خاطر هم به همراه آورده است!
با اين وصف وقتي دقيق تر نگاه ميكنم مي بينم اصلا چيز عجيبي نيست... اتفاقا دقيقا بايد همين طور هم باشد... و اگر طور ديگري بود اشتباه بود... و اگر اشتباه نبود خود موجب ناهمگوني و بي نظمي ميشد...
اصلا بياييد از منظري ديگر به موضوع نگاه كنيم... بجاي اينكه مدام از خود بپرسيم: چرا دايي آمد؟ چرا رفت؟ چرا ايران باخت؟ مايلي كهن از كجا پيدايش شد؟ آن بيانيه تاريخي را از كجا آورد؟ اصلا گنده باقالي را چطور مينويسند؟ يا مهمتر باقالي مگر چقدر ميتواند گنده شود؟ و چرا يك هفته ايي استعفا داد؟ چطور موافقت شد؟ او كه گفت استعفا ندادم؟و هزاران سوال بي ربطي كه اتفاقا خيلي هم ربط دارد؟ اين سوالات را از خودمان بپرسيم: چرا ظرف 3سال 3بار رئيس كل بانك مركزي عوض ميشود؟ چرا وزير اقتصاد استعفا ميدهد؟ اين وزارت كشور چرا 3بار وزير عوض ميكند؟ چرا وزير نيامده استيضاح ميشود؟وزير راه چرا رفت؟ وزير نفت چي شد؟ سازمان مديريت چرا منحل مي شود؟ اين چه طرز سخنراني رئيس جمهور در يك كنفرانس خارجي است؟ و هزاران سوال بي ربط ديگر كه اتفاقا خيلي هم ربط دارد...
اگه درست فكر كنيم مي بينيم ناكامي در المپيك در كشتي در فوتبال خيلي با ناكامي در اقتصاد، سياست خارجي، فرهنگ و ... فرقي نمي كند؛ وقتي رئيس جمهور در جايگاه هاي ديپلماتيك يا در فلان دانشگاه كه حتي نحوه لبخندزدن هم مهم است بدين صورت سخن مي گويد، ديگر از بيانيه اعتراضي مربي تيم ملي چه انتظاري مي شود داشت؟ اتفاقا دقيقا در چنين فضايي است كه سيب زميني تبديل به يكي از بازيگران مهم عرصه سياست مي شود و احزاب و گروهها بايد موضع خودشان را نسبت به آن روشن کنند و نهايتا موضعشان نسبت به انتخابات روشن مي شود و.....
جواب همه اين سوالها يك چيز است و آن اينكه "همه چيزمان به همه چيزمان مي آيد".
+ نوشته شده در  یکشنبه 6 اردیبهشت1388ساعت 8:59 بعد از ظهر  توسط پیمان خواجوی  | 

میرحسین

پيروزي ميرحسين يك نياز ملي است؛ شوخي بردار هم نيست. فرداي شكست ميرحسين بسيار درد آور است… ميرحسين موسوی يكي از معدود سرمايه هاي اصلاحات است كه براي اين كشور باقي مانده است… اميدوارم يخ خودم و بسياري از دوستان چون من كه دل به خاتمي بسته بوديم آب شود و يك صدا نام ميرحسين را فرياد بزنيم...

ميرحسين در مشهد

+ نوشته شده در  جمعه 4 اردیبهشت1388ساعت 2:59 قبل از ظهر  توسط پیمان خواجوی  |