تبليغاتX
حرفهای گنده تر از دهن
وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم/که در طریقت ما کافریست رنجیدن
 ازشاهد قدسي تا شاهد بازاري

حدود سال 80بود كه به طور كامل با رشته رياضي فيزيك خداحافظي كردم و تصميم گرفتم در رشته علوم سياسي تحصيل كنم برخي كتابهاي اين حوزه را خوانده بودم و همچنين با آراء نو انديشاني همچون دكترسروش، مرحوم شريعتي، دكتر كديور و استاد ملكيان آشنا بودم آن روزها بيش از هرچيز نسبت اسلام و سياست، سنت و مدرنيسم، عقل و وحي و نظايرآن ذهنم را به خود مشغول كرده بود كه كتاب "از شاهد قدسي تا شاهد بازاري" دكتر سعيد حجاريان را خريدم.

در نگاه اول كتاب را به خاطر نقدي كه بر نظريه "فربه تر از ايدئولوژي" دكتر سروش نوشته بود انتخاب كردم اما حين مطالعه احساس كردم كه كتاب سخناني بس عميق تر دارد كه من نمي توانم درك كنم. به چند تن از دوستان توصيه كردم با هم بخوانيم كه باز هم نيافتم آنچه مي خواستم. اين موضوع به عنوان يك دغدغه ذهني ادامه داشت تا اينكه ناخواسته درحال راه رفتن اين بيت حافظ كه "در كار گلاب و گل حكم ازلي اين بود/كان شاهد بازاري، وين پرده نشين باشد" كه در عنوان كتاب از آن استفاده شده بود را زمزمه مي كردم. در ناخودآگاه ذهنم رابطه گل و گلاب، شاهد بازاري و پرده نشيني و همچنين عرفي شدن دين در سپهر سياست بر جانم نشست و مست شدم از ژرفاي انديشه حجاريان؛ از آن زمان بود كه او و انديشه اش بر جان و باور من نشستند. پس از آن از اين تعبير در چند مقاله دانشجويي بهره بردم. اين را گفتم كه بگويم چقدر سعيد عزيز را دوست دارم و خود و نسل خود را مديون روشنگريهاي او و امثال او مي دانم.

برايش از خداي بزرگ كه شفا دهنده همه بيماران و دستگير همه مظلومان است سلامتي آرزو مي كنم.

 

اي شاهد قدسي كه كشد بند نقابت؟

وي مرغ بهشتي كه دهد دانه و آبت؟

                                                (حافظ)

|+| نوشته شده توسط پیمان خواجوی در دوشنبه 15 تیر1388  |
 

سلامتی سه تن: ناموس و رفیق و وطن

سلامتی سه کس: زندونی و سرباز و بی کس

سلامتی باغبونی که زمستونشو از بهار بیشتر دوست داره

...

سلامتی آزادی...

سلامتی زندونی های بی ملاقاتی

....

|+| نوشته شده توسط پیمان خواجوی در شنبه 6 تیر1388  |
 
 
بالا